تبلیغات
.::. دنیای جوک و خنده .::. - سری نهم جوک
 

 

 

 

   

 

   
 
 

 

دوستان ما

 
 

 

موضوعات

 

قالب وبلاگ عجایب دانستنیها طنز مطالب خواندنی جوک جوکهای تصویری اس ام اس 

 
 

 

مطلب جدید

 

تفاوت چپ دستها با راست دستها آیا میدانید معنی نام ماه های ایرانی چیست ؟ جملات زیبا و پندآموز..یادمان باشد که... سری ششم اس ام اس سری نهم جوک 

 
 

 

آرشیو ماهانه

 

شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 

 
 

 

مدیر سایت

 

ارتباط آنلاین

 

 مبین محمدزاده  +

 
 

 

آمار سایت

 

امروز :
 دیروز :
 این ماه :
 ماه قبل :
 کل :
 تعداد مطالب :
 تعداد نویسندگان :
 تعداد صفحات :
 

 

 

 

 

 

تبلیغات
 

با ما تماس بگیرید

 

 

 

 

 

     سری نهم جوک   

  دسته : جوک ,

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

—————————

بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!

—————————

حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت کنم!

—————————

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

—————————

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

—————————

معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!

—————————

یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟
حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه… زنم پیدا شد!

     

اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!

.

.

.

یک حقیقت زندگی: هر چقدر به دیگران کمک کنی چند برابر ش از جایی که فکرشو نمکنی بهت کمک میشه میگی نه؟ شماره حساب منو یادداشت کن……….

.

.

.

غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!!

     

 

 

    

   

 

      

 نوشته : Mobin -  تاریخ : سه شنبه 9 شهریور 1389 -  نظرات ( )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کپی برداری از این سایت،فقط با ذکر منبع مجاز می باشد